{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کپشننننن🎀😭

کپشننننن🎀😭

عروسک من😈🔞

پارت سی و دو

اونقدر گریه کرده بودم که چشمام میسوخت گلوم درد
میکرد نیک مُرده بود

امکان نداره بخاطر من جونش و از دست داد

شب شده بود

قطره آت بارون به شیشه میخورد به کجا
رسیدی فرشته

در باز شد

هنری با اون چشمای آبیش که به خون نشسته بود
وارد اتاق شد تلو تلو به سمتم میومد

+تو تو جون نیک رو گرفتی اونو کشتی

با خنده روی تخت کنارم خوابید که اشک تو چشمهام جمع شد

-اخ که چه حالی داد الان مانعی نداریم فرشته
یه خانواده تشکیل میدیم

با هق هق لب برچیدم

+نه تو به قاتلی عوضی سرتو از روی پاهام
بردار

چشماشو بست و زیر لب برچید

-فرشته از دختر ها و زنها متنفر بودم اما
تو تو این نفرت رو از بین بردی

چشماشو بست اشک میریختم من من دارم چیکار
میکنم پامو اتکون دادم و با داد لب زدم

+روی پای من نخواب قاتل

با خنده پاشد و سرشو میونه دستاش
گرفت

-بهم عادت میکنی وابسته ام میشی
فرشته تو میشی مال هنری

میشی فرشته الکساندر

و بعد هم رفت

+من فرشته الکساندررررررر نیستمم دستموووو
باززززز کنننن قاتلللللل

رفتش و درو محکم بست یه معجزهه
لطفاا

با هق هق دوباره به زندگی زهرماریم فکر
کردم فرشته به کجا رسیدی لعنتی

#رمان #عاشقانه #مافیایی

اووووووف قراره پنجتاا پارت بدهممم🤭🎀
دیدگاه ها (۹)

کپشن ملکه های خوشگلم🙃💘عروسک من😈🔞پارت هفتاد و یک -به چی زل زد...

کپشنن💘😫عروسک من😈🔞پارت هفتاد و چهار گونه امو نوازش کرد و لب ب...

کپشننن مهمهه😈🎀پارت چهل عروسک من😈🔞رفت سمتی که پشت سرش راه افت...

کپشننننن قشنگ خانومااا😈🎀عروسک من😈🔞پارت پنجاه و دو آرینا اشکش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط