{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الماس زیبای من part¹¹

الماس زیبای من part¹¹

کوک نزدیک ات شد و گونشو بوسید که تهیونگ که سرفه کرد و گفت:
* خب من دیگه میرم
• یکم دیگه میموندی(خجالت)
*مرسی ولی کار دارم (یه چشمک به کوک زد و رفت، کوک یهو زیر پای ات رو گرفت و براید استایل بغلش کرد و به سمت اتاق مشترکشون حرکت کرد و گفت :
- پرنسس من امروز چی کارا کرده؟
• خب فیلم دیدم، غذا خوردم، خوراکی خوردم توی گوشی چرخیدنم و همین(ذوق)
- وایییی کوکی قربون اون ذوقت بره (کوک در اتاق رو باز کرد و ات رو تخت گذاشت و بعد از اینکه دوش گرفت و لباسشو عوض کرد به سمت سمت تخت رفت وملکشو به آغوش کشید که ات گفت:
• کوکی مرسی
- پرنسمم برای چی تشکر می‌کنی ؟(لبخند)
• برای اینکه آنقدر برات مهم بودم که اون هارو...
- هیس فدات شم وظیفم بود از این به بعد هرکسی خواست اذیتت کنه بهم بگو ولی دیگه مثل این دفعه ولش نمیکنم تا در بره
• چشم بابایی(لبخند)
- آفرین دخترم ، عشق بابا کیه؟
• مننن
- نفسه کوک کیه ؟
• منننن
- عمره ددی کیه؟ ملکه ددی کیه؟
• مننننننن منننننن(کیوت)
- اخخخخ ... پرنسسم تو خیلی کیوتی
• مرسی (لبخند مهربون)
(کوکی بوسه ای روی لبای ات زد و گفت:
- عاشقتم، الماس زیبای من...
The End
نفسم های من این چند پارتی هم تموم شد امید وارم دوستش داشته باشید 🫂💟 لایک و نشر یادتون نره پرنسس ها ✨💗🎀 نظرتون رو توی کامنت حتما بهم بگید اگه درخواستی هم داشتید زیر اون پستی که گذاشتم بهم بگید حتما می‌نویسم 🐣🤏🏻💝🥹 دوستتون دارم زیاد💕💕💟✨
دیدگاه ها (۲۰)

عاشق part³کوک سوار ماشین شد که ات گفت :• کوکی ازت ممنونم- پر...

دختر کوچولوم

dark love

انتقام سخت Part: 3جونگ کوک: جونگ اون خوابید بیا ات: باشه سری...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط