بی لبت کامل نمی‌شد دورۀ درمان من

بی لبت کامل نمی‌شد دورۀ درمان من

بی لبت کامل نمی‌شد دورۀ درمان من
بوسه‌های کوچکت قرص روان‌گردان من

دست من گل داده از وقتی که لمسم کرده‌ای
با تو شکلی تازه پیدا می‌کند هذیان من

می‌کشم با پنجه‌هایم چوب‌خط بر پوستت
ای شکنج گیسوانت میلۀ زندان من

تا که محکومم در آغوشت به این حبس ابد
سختگیری‌هات هم زیباست زندانبان من

عازمان دره‌اند از گردنه، یک مشت دزد
ساکنان گردنت هستند انگشتان من

می‌دود آهو پی آهن در این نخجیرگاه
آن که من قربان اویم می‌رود قربان من

نبض در دست طبیبی داده‌ام تا عاقبت
درد من بر جان او یا درد او بر جان من



#آرزوی محال•┈┈┅┅┅⭑┅┅┅┈┈•
دیدگاه ها (۰)

در آغوش تو. پارت ششملوسیفر که هنوز ذهنش پی اون قضیه بود، سعی...

◈ ꜱᴏᴍᴇᴡʜᴇʀᴇ ᴇʟꜱᴇ━━━━━━★━━━━━━ ↺♬

🚩 «شفاعت‌کننده باشیم، نه شفاعت‌خواه…! 🖤🕊️»شهید، شفیعِ راهِ ن...

#zorex#یوتیوب #مود #کیپاپ #دارک #بی_تی_اس #جیمین #جیهوپ #نام...

Bai Lu

پاییز برای مردم عاشق،آغوش، دست‌های گره‌خورده وصحبت‌های شیرین...

♥️MR♥️😂

‏🐰 [۲۳:۳۷ به وقت کره]آه، نتونستم تمرین کنم.ولی با این حال حس...

Bai Lu

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط