{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وعده ما بهشت...

وعده ما بهشت...

ماجرای ملاقات علمدار روایتگری کشور، شهید روحانی حاج عبدالله ضابط با شهید آوینی چند سال پس از شهادت ایشان (آوینی) در اردوی راهیان نور:

🔸حاج عبدالله قبل از شهادت آوینی با او قرار ملاقات می گذارد اما قبل از موعد ملاقات سید در فکه آسمانی می شود

🔹شهید ضابط در خواب می‌بیند سید مرتضی آوینی به دیدارش آمده و به او می‌گوید:«فردا صبح ساعت ۸ بیا سر پل کرخه منتظرت هستم.»

▪️صبح که بیدار می‌شود، به آن محل می‌رود، اما نیم‌ساعت دیرتر می‌رسد و کسی آنجا نیست.

▫️سپس یکی از نگهبانان نزدیک محل به او می‌گوید که «رفیقت تا ساعت ۸ منتظر تو بود؛ وقتی رفت، روی پل با انگشت چیزی نوشته.»

●وقتی آن نوشته را می‌خواند، می‌گوید که نوشته بود:«آمدیم نبودید، وعده ما بهشت. سید مرتضی آوینی»

○نقل است که وقتی برای دعا و گرفتن حاجت به نزد آیت الله بهجت (ره) رفتند، بیان نمود به نزد فلان طلبه به اسم آقای ضابط بروید!

این در حالی بود که حاج عبداللهِ عارف با اخلاص، هیچ‌گاه ادعایی نداشت! البته کسانی که حاجی را می شناختند، از ارتباط حضوری او با شهدا در منطقه طلائیه و... خبر دارند و این مسائل برای آنها عادی است.

#شهیدسیدمرتضی‌آوینی
#شهیدعبدالله‌ضابط
#شهدا_زنده‌‌اند
#روایتگری
#روایت‌فتح #دفاع‌مقدس
دیدگاه ها (۰)

شه-یده رقیه ساداتِ نبی زاده🩷پانزده ساله....او عیدِ امسال در ...

#یک_خاطره 🔸ماجرای عجیب شهادت شهیده طیبه واعظی...#متن_خاطره|ب...

شهید دانیال برکتی محل شهادت : تهران پارس شامگاه پنجشنبه 18 د...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش پایانی)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط