{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سوم

پارت سوم
یه هفته بعد

راوی:کشور شرق پر شده بود از سر و صدای های مردم مردم شروع کرده بودن به اعتراض ولی برای چی ؟

دو روز قبل :


یکی از خدمتکار های سلطنتی کل قصر با این خبر که پادشاه به کشور دشمن اطلاعات میده و پول میگیره پر کرده بود و این خبر رفته و رفته کل شهر گرفته بود


وقتی پادشاه این خبر شنید سعی کرد به مردم توضیح بده ولی خیلی دیر شده بود


زمان حال


راوی: مردم اعتراض میکردن

مردم: این پادشاه خیانتکاره اون به کشورش خیلنت کرده باید کشته بشه


یکی دیگه : باید از کشور بره اون لایق نیست


یه نفر دیگه: از اولش باید برادرش پادشاه میشد اون با حیله پادشاه شده


مزدم همه از پادشاه بدشون میومد



پادشاه که دید مردم دارین روز به روز خطرناک تر وحشی تر میشم تصمیم گرفت شبانه با همسر و بچش یعنی جونگکوک بزاره برن


این بهترین تصمیمی بود که میتونست انجام بده بدون خون و خون ریزی اون به کشور غرب رفت تویه یکی از روستا های اونجا ساکن شدن


پادشاه که هنوز نتونسته بود بفهمه که این پا پوش کی براش درست کرده ولی تمام تلاشش میکرد که بفهمه
دیدگاه ها (۴)

‼️‼️‼️اعلام خطر‼️‼️‼️دو ماه آینده شرکت توی تجمعات به همه واج...

رمان بدون منپارت ۱رزی یکی از بزرگترین مافیا های کره بود...او...

ایتایار:هرچی براندازا و مشکل امنیتی دار و بازداشت شده فتنه ه...

رحمت خدا به روح نستوه تو حاج‌حسن‌آقای طهرانی‌مقدمکه دست ولی ...

توضیحات بیماری و زندگی نامه چی یو🩸✨️🩸 بیماری: نفرین خونِ سرخ...

چقدر کلیپ های دروغ پر شده که با حقوق یک روز یه کارگر چقدر می...

وای سلاماعلام زندگانیمحض اینکه بگم زندم و فشار این سریاله و ...

اسم فیک : اسیر مافیا کیم ا.ت : دختری بی احساس ، زیبا ولی همی...

پارت هفدهم تصمیم رهبر پری ها: این بود که جیمین با دخترش که ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط