{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یلدای مرا بساز با نور

یلدای مرا بساز با نور
بگذر ز شبانه های دیجور
زیباست سروده های عشاّق
دربند نگاه و زلفِ مستور
تا صبح ببار زآسمان اشک
گشتم ز خیال و خاطرت دور
آغوش گشا که وصل خواهم
بوس است و کنار، اصل و منظور
یک ثانیه از تو دل ربودن
بازی به هوای چشمِ مخمور
سلطانِ محبت است آن یار
کو گشته به عشق و بوسه مأمور
لب را نگشوده مستمندیم
از کام گرفتنیم مهجور
سرمایه ی ما همیشه عشقست
امشب چه خوشست دستِ پُر سور
چشمان وحید گشته روشن
خوش گشته چو زخم‌های ناسور
مضرابِ سروده های این ساز
کوک اند مثال سیمِ سنتور
بس زخمه ی ناله اش بلند است
مستانه نیوش گشته دستور
سیراب شدم ز جام و نوشش
سرمستی از آن دو چشمِ مغرور
دنیای وحید عطر ناب است
با عطر و گلاب گشته محشور
Join my group board
, مجموعه اشعار ساسان خاکسار متخلص به وحید تویسرکانی
  https://pin.it/1YDvidm
دیدگاه ها (۰)

مجموعه اشعار ساسان خاکسار:رضا جون دستای بسته را بگیررضا جون ...

در کنج کوچه ی بن بستِ باغسار/یعنی درست کنار دو جویبار/ با ر...

مریض و واجب المطب قماش تجزیه طلب

دیدی بعضی ها بهت میگن گلم ولی تو یادت باشه گل ها بعد از زشت ...

◝گفت یک مصرع بگو از چشم‌ِ ناز دلبرت ؛ بعدآن شاعر شدم دیوان ن...

نقاشی گربه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط