تنها پسر یک خانواده بود تمام امید و دلخوشی پدر و مادر

تنها پسرِ یک خانواده بود؛ تمام امید و دلخوشی پدر و مادر،

تنها پسرِ یک خانواده بود؛ تمام امید و دلخوشی پدر و مادر، چراغ خانه و تکیه‌گاه روزهای پیری‌شان… 🖤🥀
اما چه زود بار سفر بست و در جوانی، چشم از این دنیای بی‌وفا فروبست. رفت و خانه‌ای را به سکوت سپرد که روزی با خنده‌هایش جان می‌گرفت. چه سخت است داغ جوان ناکام، و چه جان‌سوزتر است داغ تنها پسری که دیگر هیچ‌گاه صدای قدم‌هایش در خانه نمی‌پیچد…
رفت، اما غمش تا ابد در دل خانواده‌اش ماند؛ روحش شاد و یادش گرامی. 🖤🥀
🎤 مداح مراسم سیدعلی موسوی
#جوان_ناکام
#خوزستان
#داغ_جوان
#دزفول
دیدگاه ها (۰)

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

گاه شبها می نشینم در کنار پنجرهمی گشایم در بسوی کوچه ی صد خا...

پس از رَمی آخرین بت بی‌درنگ قربانی کن...! و اکنون در منی‌یی،...

کافیه جلیلیان

زندگينامه آبراهام لينكلنپرزيدنت امريكايي (1809- 1865)«آبراها...

☆سهیل به نقل از جام جم آنلاین: دختر جوان زمانی که با م...

چشم هایی به رنگ عسل فصل(1)پلکهایم را بسختی روی هم فشردم و با...

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ɪ ძ᥆ᥢ'ᥖ ᥕᥲᥢᥖ ᥖᥞᥱ ᥕ᥆rᥣძ ‍ ‍ ‍...

درد آدمارو عوض میکنه ‌..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط