{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدانی عزیزکم ؛ گاه آنقَدَر کم می‌آورم که به پشت بام میرو

میدانی عزیزکم ؛ گاه آنقَدَر کم می‌آورم که به پشت بام میروم ، بغضم را قورت میدهم و بر لبه بام پا میگُذارم ، میخواهم خودم را خلاص کنم
اما یاد اشک هایَت صدای گریه‌یِ بی‌صدایَم را بلند میکند ، نفس هایِ مقطعم را پس میدهم تا فراموشت کنم ، تا بال بگیرم و از این دنیای فانی دل بکنم ، اما انگار نمیشود..
امیدوارم روزی بتوانم فراموشت کنم ، و بی هیچ ترسی خود را به دست مرگ بسپارم ؛ چرا که دیگر نه نای ماندن دارم و نه توان تحمل کردن..
اما عزیزکم ، اگر روزی رسید که من شجاعتش را داشتم ، تو مرا عفو کن ، چرا که این تصمیم از برای من بسیار دشوار بود.
.
¹⁴⁰⁵`⁰¹`³⁰
دیدگاه ها (۰)

🌿 میلاد حضرت زینب (س) و روز پرستار مبارک 🌿📣 هیئت نوجوانان🎙 س...

ریحانه. فاطمه سادات ساداتی ارمکی خواهرانی که همدیگر را تا ا...

دخترا بابایی ان...🥀تقدیم به دختران شهید#ریحانه_سادات و#فاطمه...

ولادت دخت امیر المومنین. ام المصائب. عقیله بنی هاشم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط