{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو که فکر می‌کنم،

به تو که فکر می‌کنم،
کاغذها رو به من لبخند می‌زنند!
واژه‌ها به رقص می‌آیند و
شعر می‌شوی...
آری!
به تو فکرکردن اینگونه است..
می‌دانم
داشتنت داستانی به بلندای یک تاریخ خواهد بود!
از کشوری که تمدن را می‌داند
و مردمی که جنگ را سال‌هاست
اهلی کرده‌اند...
دیدگاه ها (۶)

وقتی پس از شکست و تحقیر در برابر ایران، به آتن می‌روند تا رو...

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶ شیوه چشمش فریب جنگ داشت ماغلط ...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

به تو که فکر می‌کنم،کاغذها رو به من لبخند می‌زنند!واژه‌هابه ...

سرت را بلند کنمی خواهم از زندگی بنویسمکه جنگِ همیشه ی چهره ا...

🍂ای تو عاشق ترین عاشقمی دانم نمیدانی چقدر دوستت دارم نمیدانی...

سرت را بلند کنمی خواهم از زندگی بنویسمکه جنگِ همیشه ی چهره ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط