عاشقانه های شبنم
پرواز کردی درهوای بی خیالی
من ماندم و اندوه و درد این حوالی
چشمم به دنبال تو میگردد شب وروز
گم شد نگاهت پشت پرچین های خالی
آرام رفتی تا دل آبی ترین رود
من ماندم ویک عمر درد خشکسالی
می بافم از تار غم و از پود گریه
تندیس زیبای تو را بر روی قالی
محوِ شمال باصفای چشمهایت
یک باغ عطر مریم و یک دشت شالی
بی تو مکدر میشود حوض خیالم
کو آنهمه آیینگی،کو آن زلالی
من ماندم و اندوه و درد این حوالی
چشمم به دنبال تو میگردد شب وروز
گم شد نگاهت پشت پرچین های خالی
آرام رفتی تا دل آبی ترین رود
من ماندم ویک عمر درد خشکسالی
می بافم از تار غم و از پود گریه
تندیس زیبای تو را بر روی قالی
محوِ شمال باصفای چشمهایت
یک باغ عطر مریم و یک دشت شالی
بی تو مکدر میشود حوض خیالم
کو آنهمه آیینگی،کو آن زلالی
- ۹۸۵
- ۰۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط