خب میخوام داستان اوسیمو تعریف کنمح

خب، میخوام داستان اوسیمو تعریف کنمح

خب، میخوام داستان اوسیمو تعریف کنمح
(میدونم کثشعره ولی خب)

داستان از سال ۱۸۹۷ شروع میشه جایی که دلقک داستانمون به دنیا میاد🌝
مامانش تو جنگ جهانی اول میمیره
بخاطر همین دلقک داستان ما مجبور بوده که یه جورایی تنها بزرگ بشه🌝💔
چون پدرش تو زندان سیاسی بوده
بعد از مدت ها دلقک داستان ما سمت مناطقِ جنگی میره که شاید بتونه پدرشو پیدا کنه🌝
(اون موقع تو سیرک نبوده)
بعد از یه مدت خودش هم به اردوگاهه کار اجباری میره
دولت بخاطر اینکه تو اردوگاه بقیه رو شاد میکرده
دولت بهش میگه تو داری فضایی که ادما باید توش به بدبختی هاشون فک کنن تو داری اونارو شاد میکنی
بعدم بهش میگن تو یه دلقکه بدبختی
اونم ناراحت میشه و بعد از یه مدت دیگه هیج کاری برای شاد کردن بقیه انجام نمیده
بعد از یه مدت داخل اردوگاه دوباره شروع میکنه
و فک میکنه که الان دوباره بهش میگن که کارت رو تکرار نکن و بعد هم میرن
ولی ايندفعه اونا یه ماسک دلقک میارن که میخ روش بوده🌝💔
بعد محکم اون ماسک رو میزنن به صورتش
و همین باعث میشه که تقریبا نیمه جون بشه و اروم اروم بمیره
(در اخر هم به این زودی ها نمیمیره ولی خب)
ادامش بره برا وید بعدی🌝
دیدگاه ها (۳۴)

(خب ادامه داستان کثشعره ما)بعد از سال ها تو سال ۱۹۸۷ دوباره ...

خب داستان کثشعره ما تا اونجایی بود که تو سال ۱۹۹۰ دلقک داستا...

خب متأسفانه داستان کثشعرماپلود نشد🌝💔💔(من چرا اینقدر بدبختم؟)...

خب ببینید با آپدیت جدید ویل یکم (خیلییی) داستان ویل تغییر کر...

داخل کلاس ما یه اکیپی هست که همیشه به بقیه زور میگن و من خاک...

پارت ۳

ریاکشن

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

داستان قلعه بینهایت شیون شیون داشته شیاطین رو می‌کشته که یهو...

پارت چهارته: لعنتی تو بچه داری( عصبی داد )یون: نه نههههه من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط