عاشقانه های شبنم
از سکوتِ لحظهها در خلوت شبها بگو
از شرابِ ناب چشمت در خُمِ مینا بگو
دلبرم افتاده امشب آتشی در جانِ من
آتشِ دل را بیا خاموش کن، فتوا بگو
توبه هایم را شکستم، توبه بعد از توبهای
از بهای دل شکستن های بیفردا بگو
تا سحر واژه پس از واژه بگویم صد غزل
لب خموش اما تو از احساس پر معنا بگو
از درون گشتم پریشان بیقرار و سینه چاک
در وفایم شک مکن، حرف از دل شیدا بگو
تو مپرس از رسم و نام و سنّت و آیینِ ما
نام گمنامی بخر از عاشقی رسوا بگو
از شرابِ ناب چشمت در خُمِ مینا بگو
دلبرم افتاده امشب آتشی در جانِ من
آتشِ دل را بیا خاموش کن، فتوا بگو
توبه هایم را شکستم، توبه بعد از توبهای
از بهای دل شکستن های بیفردا بگو
تا سحر واژه پس از واژه بگویم صد غزل
لب خموش اما تو از احساس پر معنا بگو
از درون گشتم پریشان بیقرار و سینه چاک
در وفایم شک مکن، حرف از دل شیدا بگو
تو مپرس از رسم و نام و سنّت و آیینِ ما
نام گمنامی بخر از عاشقی رسوا بگو
- ۹۷۵
- ۰۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط