{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#استوری

#استوری

در آن واحد هم گریه می کرد هم لبخند میزد
دیدگاه ها (۰)

مغزش انقد داد زده بوداز مویرگاش خون میزد بیرونقلبش که انقد گ...

لااقل عکس‌هاشو پاک می‌کرد بعد بخاطر گوشت نخوردن گریه می‌کرد ...

دفتر شعر مرا باد ورق میزد وبازبوی عطر نفستمشک فشانی می کرد.....

هر آن‌چه در قلب می‌گذرد را نمی‌توان گفت؛برای همین خدا آه، اش...

ننه ای عروس گریه می کردو می گفت مهريه ای رودوم کمهآیننه ای د...

نه نیاز به وقت قبلی داردنه امروز و فردایت می کندصبح باشد یا ...

کاش میشد بچگی رازنده کرد کودکی شد کودکانه گـریه کرد... شعر ...

. ( سرور المومن فی وجه و حزنه فی قلبه ) .

و قلبم دوباره تپیدpart: 5 ...

.....پارت چهارم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط