{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سال ۱۴۰۱،

سال ۱۴۰۱،
به گمان خود،
دست به جنبشی زدند
به نام عمامه‌پرانی.
در خلوت‌گاه‌ها،
عمامه روحانیون را به باد تمسخر گرفتند،
فیلم گرفتند،
و فضای مجازی‌شان را
از آن تصاویر انباشتند.

اما حقیقت، رنگی دیگر داشت...

اسفند ۱۴۰۴،
آن‌که در رأس عمامه‌ به سرها بود
نشانه گرفته بودند،
به شهادت رسید.
خونش، قیامتی برپا کرد.
از نخستین نفسِ خبر،
مردم به خیابان‌ها ریختند،
و پس از پنج ماه،
هنوز در خیابان‌هایند.

تشییع پیکرش، سونامی به پا کرد،
و خون پاکش،
از عمامه، پرده‌ی مظلومیت برانداخت.
از آن روزهای عمامه‌پرانی،
رسیدیم به عمامه‌بوسی در میان اشک‌ها...
دیدگاه ها (۴)

و اما ماجرای آن شب آفتابی سخت! شب غربت و مظلومیصبح چهارشنبه...

اره مشتی لزشما دیه انتظاری ندارم

اینم از حال خوب بودن من

♨️وحید خضاب به ادعا‌های عجیب کرباسچی:اکثر دولت‌های بعد از ان...

صبحتان.. پر از "شادے هاے بے دلیل" دلتان گرم از" آفتاب امیـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط