{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این قضیه جای تامل داره ....

ببینید، من قصد توهین ندارم، ولی خب واقعاً نمی‌شه چشم رو روی واقعیت بست. افغانی خوب داریم، افغانی بد هم داریم. دزدشون هست، آدم شریفشون هم هست. نمک‌نشناس داریم، محترمشون هم هست. بی‌ادب دارن، تحصیل‌کرده هم دارن. ولی انصافاً، الان تقریباً یک سوم جمعیت این مملکت شده مهاجر، و نکته اینجاست که اکثرشون هم تحصیل‌کرده و متخصص نیستن که بیان یه کمکی به این کشور کنن.

آخه آدم چقدر می‌تونه رو داشته باشه؟! یه بنده خدایی افغانه، مهاجره اینجاست، بعد پا میشه ویدئو پر می‌کنه می‌گه ایرانی‌ها بدبختن، پولشون بی‌ارزشه، دخترهاشون بدون عمل زیبایی زندگی نمی‌کنن. لامصب، چطوری روت می‌شه بیای تو خونه ما، تو خاک ما، تو وطن ما ، بعد اینجوری بهمون بگی؟ من نژادپرست نیستم، فقط دارم واقع‌بینانه نگاه می‌کنم. وقتی باند خلافکار افغانی آدم گروگان می‌گیره، دستشو قطع می‌کنه برای پول، بعد پلیس میاد می‌گیرتشون، خب این دیگه نوش‌دارو بعد از مرگ سهرابه! چه فایده‌ای داره آخه؟

بعد یه مشت آدمم مثل این نوید محمدزاده میان می‌گن " پدر زنمو بردن باید احترام بزارن باید فلان کنن " بابا پدر زنتو بردن که بردن، کیه مگه پدر زن تو؟! وای، انگار ما کوریم، نمی‌بینیم چی داره دور و برمون می‌گذره. آقا، دارن مهاجرها رو بیرون می‌کنن، ولی کی‌ها رو؟! ما تو شهرمون یه پزشک داشتیم، خیلی هم دکتر خوبی بود، اتفاقاً افغانستانی بود. من خودم خیلی هم از این موضوع خوشحال بودم، چون واقعاً تحصیل‌کرده بود، سواد داشت، شعور داشت، بی‌احترامی نمی‌کرد. دولت عین خیالش نبود، بیرونش کردن! من پرستار افغانستانی می‌شناختم، خیلی محترم بود، دولت بیرونش کرد! یعنی به جای اینکه دزدها رو بیرون کنن، بی‌سوادها رو بیرون کنن، اونایی که دارن توهین می‌کنن رو بیرون کنن، این باسوادهارو هم بیرون کردن! واسه همینه که میگن تر و خشک با هم می‌سوزن. حالا پدر زن شما کیه آقای نوید محمدزاده؟؟؟ (البته مطمئن نیستم پدر زن بود یا مادر زن )


اصکی آزاد ( شرایط اصکی بیو)




#ایران #مهاجر #افغان #افغانستان #ایرانی
دیدگاه ها (۰)

تو روان شناسی رابطه یه اثر جالبی داریم به اسم "اثر میکل آنژ"...

#حجاب_یعنی_مهربانی ۱ 🌸خب، می‌خوایم یه بحث خیلی مهم رو شروع ک...

ادامه پارت ۵۳

و یه چیزی که خیلی دلم می‌خواد همین الان از ذهنت بیرون کنی:«ا...

بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن، بعد چشمشون به یه گردو می ...

F

رمان : قلب در تاریکی

میری تو یه مغازه.یه لباس رو نگاه می‌کنی، قیمتش رو می‌پرسی، م...

اینقدر داخلی ها دارن گوووه می خورنو فتنه می کنن, که دیگه حوص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط