p1

p.1

درخواستی☆


ات اونقدری جونگکوکا دوست داشت که براش هر کاری میکرد. هرکای میکرد میبخشیدتش.


اما این دفعه کاری کرد که نباید. ات اصلا فکرشم نمیکرد که این کارا کنه.



+جونگکوک نباید این کارا میکردی.. اصلا چطور تونستی این کارا کنی.(گریه و داد)


_ات قربونت برم اروم باش.... دارم میگم مجبورم اگه این کارا نمیکردم همه چیزا از دست میدادم.


+گور بابای پول که به خوای بخاطرش به من خیانت.


_من خیانت نکردم حتی دستمم بهش نخورده فقط روی کاغذه. اون من و اون فقط روی کاغذ ازدواج کردیم از هم بدمون میاد.... وقتی قرار داد امضا بشه جدا میشیم


+چهار ماه.... فقط چهار ماه دیگه زندم ولی تو عوضی ری.. دی توی زندگیم .(داد و گریه عصبی)


ات دستشا میزاره روی شکم گردش.و میشینه روی تخت.


ویو جونگکوک


ینی چی چهار ماه دیگه زندس... مگه میشه؟


_چرا داری چرت میگی ات ینی چی دارم چهار ماه دیگه زنده نیستی؟(بغض)


+فکر نکنم برات مهم باشه.(زیر لب)


_جواب منا بده(عربده)

+ینی اینکه من وقتی این بچه به دنیا میاد میمیرم کجاشا نفهمیدی؟(از روی تخت بلند میشه و داد میزنه)


_اخه چرا مگه میشه؟(داد)


+اره میشه.

جونگکوک میره و دست ات را میگیره و میشونه روی تخت.


_ات قربونت برم قشنگ برام توضیح بده خوشگلم. و بگو الکیه

و موهای ات را میده پشت گوشش.


+از همون اول باید این کارا میکردم باید سقطش میکردم تا زنده بمونم. ولی خب نتونستم دکترا گفتم باید سقطش کنی ولی نکردم نتونستم قاتل بچه ی خودم بشمـ

(گریه)

_چرا؟مگه چی شده؟ اصلا چرا من از قضیه خبر ندارم


+دکترا گفتن بچه تورا دشمن خودش میدونه و به ختطر همین از مغز استخوانت تغذیه میکنه.


+وقتی بچه از مغز استخوان تغذیه میکنه مادر کلا بی جون میشه به مرور زمان. و زمان تولد بچه میمیره.


+دکترا گفتم باید سقطش کنم ولی نکردم به تو هم نگفتم چون میدونستم نمیزاری این بچه زنده بمونه.


_ات.... این بچه نباید به دنیا بیاد. من همچین اجازه ای نمیدم.


جونگکوک دست ات را میکشه و. میخاد برتش دکتر که یهو....


حمایت فراموش نشه خوشگلام🌊🥹✨

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#تابع_قوانین_ویسگون
#تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی_ایران_و_ویسگون
دیدگاه ها (۲۸)

پارت ۹ ببخشید دیر شد

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ششم]تهیونگ بلاخره رسید ، اون ده د...

Matia Love :)))پارت : 16جونگکوک : نمیتونم از ات دوری کنم ، م...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

⁦#درخواستیپارت آخرکه یهو پرستارا و دکترا تند تند رد میشدن و ...

#برادر ناتنی من

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط