افتاده ام در گوشهی دکان سمساری
افتاده ام در گوشهی دکان سمساری
شاهم ولی بر سینهی قلیان قاجاری
در چشم مردم کوهم و در پیش چشمانت
تصویری از سنگم درون آینه کاری
از بس زدم خط روزهای بی حضورت را
خسته شده از دست من تقویم دیواری
این روزها حال مرا حتی نمیفهمد
دوشیزه ای در چنگ سربازانِ تاتاری
روزی من ابراهیم بودم! بعد تو اما
خاکسترم مانده به جا در زیر سیگاری
#شهریار_بصیری
#شعریار
#انجمن_ادبی_طرز_خیال
#شعر_خراسان
#شعر_جوان
#شعرخوانی
شاهم ولی بر سینهی قلیان قاجاری
در چشم مردم کوهم و در پیش چشمانت
تصویری از سنگم درون آینه کاری
از بس زدم خط روزهای بی حضورت را
خسته شده از دست من تقویم دیواری
این روزها حال مرا حتی نمیفهمد
دوشیزه ای در چنگ سربازانِ تاتاری
روزی من ابراهیم بودم! بعد تو اما
خاکسترم مانده به جا در زیر سیگاری
#شهریار_بصیری
#شعریار
#انجمن_ادبی_طرز_خیال
#شعر_خراسان
#شعر_جوان
#شعرخوانی
- ۶۷۱
- ۱۰ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط