پشت پا خوردم ز هر کس که گفت یار منه

پشت پا خوردم ز هر کس که گفت یار منه

پشت پا خوردم ز هر کس که گفت یار منه
چون که دیدم شب و روز در پی آزار منه

هرکسی دست محبت حلقه کرد بر گردنم
دیدم این دست محبت حلقه ی دار منه

ما که رقصیدیم به هرسازی زدی ای روزگار
دل به تو دادیمو آخر دل شکستی روزگار

کاش میشد بار دیگر سرنوشت از سرنوشت
خوب بودم پس چرا کاتب برایم غم نوشت
دیدگاه ها (۱)

گوهر مارگارتا قسمت 5 از زبان نیکولاس اه آه آه ( نفس نفس زدن ...

پشت پا خوردیم ز هرکسی که گفت یار منهچون که دیدم شب و روز در ...

پشت پا خوردیم ز هرکسی که گفت یار منهچون که دیدم شب و روز در ...

پشت پا خوردم ز هر کسی که گفت یار منهچون که دیدم روز و شب در ...

پشت پا خوردم ز هر کَس که گفت یار منه چون که دیدم روز و شب در...

پشت پا خوردم ز هر کَس که گفت يار منه / چون که ديدم روز و شب ...

پشت پا خوردم ز هرکَس که گفت یار منه چون که دیدم روز و شب در ...

پشت پا خوردم ز هر کس که گفت یار منه ...

پشت پا خوردم ز هر ڪَس ڪہ گفت یار منہ چون ڪہ دیدم روز و شب در...

ما که رقصیدیم به هر سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخر ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط