داستان کوتاه

داستان کوتاه

داستان کوتاه
بنده شاکر کیست؟

امام صادق علیه السلام فرمود: در زمان های گذشته، در میان بنی اسرائیل، عابری زندگی می کرد، که از امور دنیا محروم بود، و در وضع بسیار دشواری زندگی می کرد، همسرش آنچه داروندار داشت، در تأمین زندگی او مصرف کرد، و دیگر آهی در بساط نماند و عابد و همسرش روزهائی را با گرسنگی بسر بردند. تا اینکه همسرش مقداری نخ را که ریشه بود، پیدا کرد و به شوهرش داد، تا به بازار ببرد، و با فروش آن غذائی تهیه کند.

عابد آن را به بازار برد، وقتی به بازار رسید، دید بازار تعطیل است، و خریدارها جمع شده اند، و مأیوس بر می گردند، عابد با خود گفت، دریا نزدیک است، بروم در آنجا وضو بگیرم و دست و صورتم را بشویم، تا بلکه راه نجاتی پیدا شود، کنار دریا آمد، دید صیادی تور به دریا می اندازد و ماهی می گیرد اتفاقاً تورش را به دریا انداخت و کشید و تنها یک ماهی پلاسیده و بی ارزشی، در میان تور افتاده بود، عابد به صیاد گفت، این بسته نخ را به این ماهی می فروشم، صیاد، با کمال میل قبول کرد، عابر آن ماهی را برداشت و به خانه آمد، و جریان را به همسرش گفت.
┏⊰✾✿✾⊱━━━─━━━━┓
@postertext
┗━━─━━━━⊰✾✿✾⊱━┛
#پوسترتکست #محمدناصرعلیزاده #اکسپلور #ایران #موزیک #دابسمش #خدا #حق #عابد #روزی
دیدگاه ها (۰)

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

یکی بود، یکی نبود...خانواده‌ای بود که زندگی‌شان بوی خدا می‌د...

007-پنهان در مه - پارت ۶۹

آفرودیته، الههٔ عشق و زیبایی، همسر هفائستوس بود؛ خدای آتش و ...

داستان کودکانه «سنجاب کوچولو و گردویِ طلايي» به نویسندگی رزی...

تهکوک؛ اسیر سایه‌هاپارت یکشب، دانشگاه تقریباً خالی شده بود.ج...

{محکوم به لمس } part ۹ 杂交种 رنتو در میان افراد مقام دار ایست...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک: فرشته‌ای در میانِ جمعیتصدای فریا...

راز خون پارت ششم

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط