هفتاد و دو پروانه  پروانه ی فرزانه شمع رخ حق دیدن  رفتن

هفتاد و دو پروانه ، پروانه ی فرزانه شمع رخ حق دیدن ، رفتن

هفتاد و دو پروانه ، پروانه ی فرزانه شمع رخ حق دیدن ، رفتند چو مستانه

رفتند همه مه رویان ، لا حول و لا گویان آن منزلت است نی این ، رفتند از این خانه

از ساغر دل داده ، مدهوش و افتاده از پیر خراباتش ، تا کودک دردانه

پیراهن خود بینی ، از تن بدر آوردند تا که نشود حایل ، بین خود و جانانه

رفتند چو کبوترها ، مستانه و بی پروا باآنکه بدانستند ، دامی است و بی دانه

این نی که فنا باشد ، در عین بقا باشد از کالبد خاکی ، تا کودک شش ماهه

خواهی که شوی کامل ، آن مرحله ها طی کن این سلسله ها سالک ، خالی نکند شانه

نوحه هفتاد و دو پروانه از حسین فخری

#امام_حسین
#هفتاد_دو_تن
دیدگاه ها (۰)

محرم

مست آمدم ای پیـــر که مستـــانه بمیــرممستـــانه در این گـــ...

مست آمدم ای پیـــر که مستـــانه بمیــرممستـــانه در این گـــ...

🍂 🌼 ❤ ️من عاشق این شعرم🍂 🌼 ❤ ️حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط