پرنسس مافیا

پرنسس مافیا

پارت اول

ادا: روز به شدت سختی بود حوصله ام خیلی خیلی سر رفته و امشبم شیفت شب داشتم عالیه اخه .... تو رستوران به اون ساکتی ام نه که کلوپشون اوفف ترجیح دادم یه لباس دلبرانه بپوشم نمیدونم چرا ولی دوست داشتم موهای بلند موج دار قهوه ای رنگمو با پاپیون قرمز رنگ بستم یه لباس یقه قایقی سفید رنگم تنم کردم ویه دامن چهار خونه ابی وصورتی هم تقریبا تا بالای زانو پوشیدم یه کت سیاه روی لباسم ویه کتونی سفید و یه کیف کوچولو قرمز یه برق لب فقط ردم تا لب های صورتیمو نشون بده یه چرخ زدم وبه خودم خیره شدم بدن نشده بودما از آپارتمانم بیرون رفتم و بعد تاکسی گرفتن ویه مسیر نیم ساعته رسیدیم به در کلوپ اوففف صدای غوغا به پا بود پس بد بخت بودم پیاده شدم همه جا سرو صدا و اهنگ وایی داشتم کر میشدم ... کیفمو و کتمو یه جا انداختم رفتم اونور تا استراحت کنم وقتی از اون سر وصدا دور شدم همینجور میرفتم پام لیز خورد . نزدیک بود بیوفتم که
دیدگاه ها (۰)

پارت ششم ویو آت .+۰ بعد از اینکه با جعون شام خوردم به ساعت ن...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -------part:25

چند پارتی

پات ۱۹

چند پارتی (درخواستی)

زیر نور ماه 1

رمان جونگکوک

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۳ *سانیار*در رو با یه ضرب باز کرد...

چند پارتی (درخواستی)

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط