{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساس میکنم کودکی هستم در خانه‌ی(کشور) همسایه که از کشش ا

احساس میکنم کودکی هستم در خانه‌ی(کشور) همسایه که از کشش انفجارها خسته شده؛ نمی‌ترسد و نباید بترسد چون احساس میکند وقت برای زندگی کم دارد میخواهد فریاد بزند تمامش کنید
-نوبت من است
نوبت بازی من است
.......
ادبیات جنگ را نمی‌فهمد اما خیلی مودب است؛

احساس میکنم پیرمردی ام که کنار حجره ای نشسته و مشغول تماشای انفجارهاست نمی‌هراسد از مردن ولی دغدغه ی زندگی دارد
-فریاد میزند تمامش کنید
نوبت من است
......
دیدگاه ها (۳)

آمار سالانه خودکشی را اعلام میکنند..آمار کسانی که به واسطه ی...

ارزان مرا خریده و ارزان فروختندبا چون منی حراج زده؛ سر گران ...

یادت باشد عشق روزی خواهد آمد؛ اما عشق هم مثل هر پدیده ی مهمی...

در نقطه ی صفر مغزی دوام آورده بودیموگرنه هییییییییییچآرامشی ...

تکاپو پارت 52:تردید🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد، ویلا در سکوت سنگین...

سایه‌های کلاغپارت یازدهم | زخمی که هنوز خونریزی می‌کندنوک اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط