گوئی در این وادی پر اضطراب

گوئی در این وادیِ پر اضطراب

گوئی در این وادیِ پر اضطراب
فقط قلب من است که برای خواب دادنِ  "نمیشود" هایم،
آرام می‌زند!
تا رسیدنِ دوره‌ی نقاهت، تا "بدرد بخور شدن"
روی تک تک ثانیه هایم قمار کرده‌ام
باید آرام بمانم
نمیدانم چه می‌شود!
نمیدانم سازِ تلاش‌هایم، برای رقصاندنِ تقدیر،
بقدر لازم کوک بوده‌ است یا نه!!
حتی نمیدانم در پسِ شدنِ آنچه که باید بشود، وا شدنِ نیشم مقدر می‌شود یا نه؟؟
فقط میدانم که جنگیده ام...
با زخمیِ ویرانه‌هایم، برای تغییرِ احوال،
سلاحی جز کم نیاوردن نداشتم
خود را بمانند ماهیِ قرمزِ تنگِ بلوری میبینم که
لَه لَه زنان و افتاده بر زمین
قطره به قطره‌ی آن تابلوی اقیانوسِ کوفته بر دیوار
را رج میزند.
تقلاگرانه در یک قدمی اش به هوا میپرد و
این اندیشه که
آیا برای رسیدن، بقدر کفایت یاغی بوده‌ام یا نه!؟؟🍃#الف‌سین
#یکی_از_ما
#جوانِ_خام
#برگرفته‌از‌یک‌آمیگدالِ‌ترسیده

پ.ن:
اینکه ماهی به تابلوی اقیانوس برسد وَ دریابد این همان آب های آزادی نبوده که در سر می‌پرورانده، چالش و دغدغه ام شده!
شاید در موقع بسته شدنِ چَشمانش موجِ افسوسِ درونش آزارم بدهد
شاید هم اشک شوق در چشمانش جمع شود
از برای این وصال🕯🌺🦋

پ.ن: ساخت این کلیپ تقریبا ۸ ساعت من رو گرفت🙈 و حدود ۱۵ ویس و ۱۰ تصویر جداگانه بوده که با ریزه کاری تمام باهم مچ شون کرداهه🙈🙈 ویس ها اگر یک ثانیه باهم اختلاف داشته باشند موجب اکو میشه. بنظرم نتیجه خوب شد🙈
ویدئوها رو هم از این پیج برداشتم
https://instagram.com/followmeaway?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
دیدگاه ها (۳۳)

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

Which onepart 17کنار مامان جیمین نشستم و اون با لبخند گرمی ا...

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

⁨ همه‌ی داستان‌های حماسی تاریخ، یه قهرمان دارن…وقتی صحبت از ...

عشقی حقیقی

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۷ویو راوی بعد از...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "35""ویو جئون آنجلینا"" • ...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط