{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیاد بابا 😭😭

من وبابا😭😭😭😭
درودهایم برای تو
که نازنینی و دلت بی هوا برای این هوا غنج می‌رود..
نمیدانم کجایی و چه میکنی اما می‌دانم
می‌دانم پایش بیافتد باز حاضری چشم بگذاری و با انگشتان دو دستت تا ده بشماری تا من قایم شوم و تو به دنبالم کوچه های کودکی را جستجو کنی..
درست مثل من که آن سوی چند شهریور چشم گذاشتم و تو برعکس عکس دونفره ی توی آلبوممان یادت رفت هر صبح برای قمری ها دانه بپاشی و من هرچه به جستجویت به پیشواز پاییز رفتم و برگشتم در خش خش هیچ برگ و در نم نم هیچ بارانی پیدایت نکردم...
هرجا که هستی مراقب خودت باش مبادا بی نغمه ی چشمه و آویشن سر کنی که بغضی تلخ آینه ی خوشبختیم را چین می اندازد...😭😭😭
دوستتدارم ودلتنگم بابا
دیدگاه ها (۰)

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p72باغ زیر نور ماه، حال و هوای عجیبی داش...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۸: فض...

پیمان نقره ای

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط