باید کلاغی که به لانه میرسد باشم
باید کلاغی که به لانه میرسد باشم
در قصه هاتان بانی پایانِ بد باشم
وقتی به نام دوستی آغوش وا کردید
حق داشتم بر سینه هاتان دست رد باشم
تقدیر میرقصاندم در بزم افعی ها
پس ناگزیرم مار خوردن را بلد باشم
انسان که نامیدید خود را، آرزو کردم
گرچه ملال انگیز اما دیو و دد باشم
بعد از شبیخون تبرها، با سقوطِ خود
در بسترِ جریانتان ای کاش سد باشم
دریای آرامید اما بر حذر باشید
من ماهم و باید دلیل جذر و مد باشم
#افسانه_افشردی
#شعرخراسان
#شعرمهمان_کرج
#شعرخوانی
در قصه هاتان بانی پایانِ بد باشم
وقتی به نام دوستی آغوش وا کردید
حق داشتم بر سینه هاتان دست رد باشم
تقدیر میرقصاندم در بزم افعی ها
پس ناگزیرم مار خوردن را بلد باشم
انسان که نامیدید خود را، آرزو کردم
گرچه ملال انگیز اما دیو و دد باشم
بعد از شبیخون تبرها، با سقوطِ خود
در بسترِ جریانتان ای کاش سد باشم
دریای آرامید اما بر حذر باشید
من ماهم و باید دلیل جذر و مد باشم
#افسانه_افشردی
#شعرخراسان
#شعرمهمان_کرج
#شعرخوانی
- ۶۱۳
- ۱۶ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط