{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا در خویش پیدا کن

مرا در خویش پیدا کن

تو را از وهم می‌گیرم تو را از آینه از باد
اگر این لحظه بگذارد اگر از شب شوم آزاد

مرا گم کرده در خود این سکوت و بی‌پناهی‌ها
به راهی می‌رود هر شب به سمت بی‌نشانی‌ها

اگر این جاده برگردد اگر این بغض ویران شد
مرا با خویش می‌بردی به جایی که زمستان شد

به آهی گر گره خوردم به اشکی گر شدم خاموش
تو باران باش و من خاکم ببار از چشم‌های نوش

بیا این بغض را بشکن مرا از سایه بیرون کن
خودت را لحظه‌ای از نو در آغوشم تصور کن

اگر دستم رها کردی بدان بعد از تو می‌میرم
که بی تو من نمی‌خواهم نه این دنیا نه تقدیرم

اگر از چشم تو خواندم غمی را کهنه و خاموش
ببار از واژه‌ها امشب که از دردت شوم مدهوش

شبم را ماه می‌خواند سحر در خواب می‌میرد
تو از این وهم برگردی دلم در تو نمی‌گیرد

اگر این زخم تسکین شد اگر این درد درمان یافت
مرا در خویش پیدا کن اگر این بغض پایان یافت

#محمدخوشبین
دیدگاه ها (۰)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

فراتر از خویش

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

«در نگاهت، تمامِ جهان‌هایِ گم‌شده را یافتم، در لبخندت، میانِ...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

در تمام طول این سفر اگرطول و عرض صفر راطی نکرده امدر عبور از...

شنیدن صدایتنجوای مهربان کلامتدیشب در تاریکی بغض و دلتنگیطلوع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط