عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

غم بی‌حساب بود و کسی باورش نشد
حالم خراب بود و کسی باورش نشد
لبخند می‌زدم که نفهمند عاشقم
شادی نقاب بود و کسی باورش نشد
گفتم نگاه می‌کُندَم مست می‌شوم
چشمش شراب بود و کسی باورش نشد
گفتند این و آن که بگو دوست داری‌اش
عشقش سراب بود و کسی باورش نشد
پرسید با کنایه که «من گفته‌ام بمان؟»
این خود جواب بود و کسی باورش نشد
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

🍷 شراب قرمزقسمت اول: قراردادرینا با عصبانیت وارد سالن شد.«با...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 16رینا تا صبح درست نخوابیدهر بار چشم هاشو می‌...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۶ بعد از دیدن نوشته ، هر هشت نفر به س...

قسمت ۹ چند هفته‌ای از اون ماجرا گذشت. رابطه بین جونگ‌کوک و «...

فاصله یک لبخند تا جنون

رمان اسیر خان پارت نوزدهم ۱۹

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟎 🪽📖𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این فقط یه جمله‌ست....

Forbidden love①④رینا: دختر نمی‌خوای حرف بزنی؟ سه‌روزه نشسته‌...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط