Thursday

Thursday🍒🌸💜

Thursday🍒🌸💜
# کپشن👐🏻
من همیشه دوست داشتم یه جهانگرد باشم با یه چمدون بنفشی که میشد توش زندگی کرد.همه ی ستاره ها و سیاره هایی که دوسشون داشتم و اسماشونو بلد بودم رو توش نگه میداشتم.یه چمدون داشتم پر از شاخ گوزن و سنگ های کمربند سیاره زحل.پر از دوست رفیق ِمانِستِری عجیب وغریب یه چمدون که میشد هرجای دنیا که دلت خواست درشو وا کنی بری توش و همینطور که جلوی شومینه لم دادی و قهوه مینوشی با رفقای مانِستِریت گپ میزنی از پنجره به دونه های برف که سنگین میبارن لبخند بزنی ...
دنیا رو این شکلی بیشتر میشد دوست داشت :)🌲

مهرانه بیا ک هنوز به شب نرسیده عذابت دادم..😌🤣👻@Mehrane75
#روزمرگی_سارا🐣🍃
#عصر_بخیر🍃
#sara400
#1399/12/07
دیدگاه ها (۹۹)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 23بچه ها من متوجه شد...

#اگه_بدونی#قسمت_5❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️_ من تنها تواون خونه نمیم...

پارت سه : گذشته آسا مویچیرو پرسید : اممم آسا چان ؟ آسا : بل...

هروقت که میرفتم پیشش از دیدنم خوشحال میشد!انگار تو این شهر ب...

"قسمت پنجم " ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

#پارت130مامان:حتی اگه بدونی من مادر واقعیت نیست؟سر جام خشک ش...

چـندپـارتــے..!

خیلی قشنگه .بخونید .راستش من تو یک خانواده معمولی به دنیا او...

داستان عاشقانه و واقعی عشق نگین و رامین راستش من تو یک خان...

داستان عاشقانه و واقعی عشق نگین و رامینراستش من تو یک خانواد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط