به کردار افسانه از هر کسی  شنیدم همی داستانت بسی

به کردار افسانه از هر کسی شنیدم همی داستانت بسی

به کردار افسانه از هر کسی شنیدم همی داستانت بسی

که از شیر و دیو و نهنگ و پلنگ نترسی و هستی چنین تیزچنگ

شب تیره تنها به توران شوی بگردی بران مرز و هم نغنوی

به تنها یکی گور بریان کنی هوا را به شمشیر گریان کنی

هرآنکس که گرز تو بیند به چنگ بدرد دل شیر و چنگ پلنگ

برهنه چو تیغ تو بیند عقاب نیارد به نخچیر کردن شتاب
#ایران_من #ایران_جان #تاریخ #مرودشت #ایران
دیدگاه ها (۸)

#شاهنامه #۴۰ #خوان دوم #یافتن چشمه آبهمینطور که به رفتن ادا...

چه چالش احمقانه ای

Addiction to INRED~

🥀🇮🇷 هر قطره خون،درختی از غیرت می رویاند ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌بک بدیم...

حق

🌸💚 الهی به امید خدا… 🌿✨امروزتون پُر از لبخند،دلتون روشن به ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط