۲۰ مهر؛ به یاد خواجهی شیراز
۲۰ مهر؛ به یاد خواجهی شیراز
امروز، شیراز بوی گل و شراب و شعر میدهد. در آرامگاهی که زیر سایهی سروها آرمیده، خواجهای خفته است که هنوز بیدارتر از همهی ماست. نزدیک ششصد سال گذشته و او همچنان در خانههای ما حاضر است: در سفرهی هفتسین، در شب یلدا، در دستهایی که دیوانش را باز میکنند تا از میان غزلها، نیت دلشان را فال بگیرند.
حافظ شاعر ایهام است و رندی. شاعری که حقیقت را در جامی پنهان کرد و از زاهد ریاکار خندید، اما هیچگاه از عشق دست نکشید. او به ما آموخت که میشود در روزگار تنگ هم دلی فراخ داشت، با درد ساخت و باز امید را از دست نداد. هر غزلش آیینهای است که هر کس در آن چهرهی خودش را میبیند: عاشق، عاصی، غریب یا امیدوار.
امروز دیوان را باز کنیم، نه برای فال، که برای همنشینی...
روزتان با حافظ، خوش و روشن.
امروز، شیراز بوی گل و شراب و شعر میدهد. در آرامگاهی که زیر سایهی سروها آرمیده، خواجهای خفته است که هنوز بیدارتر از همهی ماست. نزدیک ششصد سال گذشته و او همچنان در خانههای ما حاضر است: در سفرهی هفتسین، در شب یلدا، در دستهایی که دیوانش را باز میکنند تا از میان غزلها، نیت دلشان را فال بگیرند.
حافظ شاعر ایهام است و رندی. شاعری که حقیقت را در جامی پنهان کرد و از زاهد ریاکار خندید، اما هیچگاه از عشق دست نکشید. او به ما آموخت که میشود در روزگار تنگ هم دلی فراخ داشت، با درد ساخت و باز امید را از دست نداد. هر غزلش آیینهای است که هر کس در آن چهرهی خودش را میبیند: عاشق، عاصی، غریب یا امیدوار.
امروز دیوان را باز کنیم، نه برای فال، که برای همنشینی...
روزتان با حافظ، خوش و روشن.
- ۴۶۶
- ۲۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط