{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یا ایها العزیز یا صاحب الزمان

برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه ی چشم انتظارها

از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو
«حاجت روا شوند هزاران هزارها»

یک بار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها…

ما را به جبر هم که شده سربه راه کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها
باید برای دیدن تو «مهزیار» شد
یعنی گذشتن از همگان «محض یار»ها…

یک بار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاده بارها

شب ها بدون آمدنت صبح ظلمت اند
برگرد ای توسل شب زنده دارها

این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
ای ایّها العزیز تمام ندارها
دیدگاه ها (۱)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

چقدر قشنگ میخونه شادمهر

𓂃 ࣪˖ ִֶָ وقتی استادت بود و عاشقت شد...🪐🩵🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕همین که ا...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

(^o^) (^o^) مردی که روبروش وایساده بود ظاهری ناخوشایند داشت....

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 5ویو نامجون:چند روزی از اون شب گذشته...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟎𝟏<𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐝>اون روز یه م...

یا أبانا إستغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین

این جمعه هم گذشت...

یابن الحسن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط