قرارمان

قرارمان

قرارمان
کوچه‌ ی جنون
یک عصر بارانی
در نبش بازوان من

نشانی من را
تمام گنجشک های چشم به راه
از حفظند

بیا که
تو با دست‌های سپید
و من با شعرهای سپید
چه غزل ها
به کام دنیا بدهکاریم

بیا که
پاییز
به رد قدم های تو می اندیشد
و
زمستان به گرمای آغوشت

بیا و
با قاب مهربان لبخندت
به سایه سار دلشوره ام قدم بگذار
تا باران نگاهت
کدورت تمام دردها را
از تنم بشوید..

#عاشقانه
دیدگاه ها (۷)

🧡🍂#پاییز‌تن‌طلایی🍂🧡#قرارمانکوچه‌ ی جنونیک عصر# بارانیدر نبش ...

مبین بروجردی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط