{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حقیقت و دروغ

روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم ، حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد . دروغ حیله گر لباسهای او را پوشید و رفت . از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است ، اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود....
#دروغ #حقیقت #لباس #دریا #ساحل
دیدگاه ها (۲)

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

روزی دروغ ب حقیقت گفت :میل داری با هم ب دریا برویم و شنا کنی...

روزی دروغ به حقیقت گفت: مــــیل داری با هم به دریـــا برویم ...

روزی دروغ به حقیقت گفت: مــــیل داری با هم به دریـــا برویم ...

روزی دروغ به حقیقت گفت: مــــیل داری با هم به دریـــا برویم ...

روزي دروغ به حقيقت گفت: ميل داري با هم به دريا برويم و شنا ک...

روزی دروغ به حقیقت گفت: مــــیل داری با هم به دریـــا برویم ...

روزی دروغ به حقیقت گفت: مــــیل داری با هم به دریـــا برویم ...

روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم به دریا برویم و شنا ...

روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم به دریا برویم و شنا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط