بزن باران که امشب بی‌قرارم

بزن باران که امشب بی‌قرارم 

بزن باران که امشب بی‌قرارم 
برای دیدنش چشم انتظارم

ببار ای تیره ابرِ حال زارم
که دور افتاده از فصل بهارم

بزن باران عزیزم رفته امشب
خدا داند برایش کرده ام تب

بزن نم نم غمی ناگفته دارم
کِه می داند دلی آشفته دارم ؟

منی در من ، که از من در فرار است
ملامت می‌کند، اما چه عار است

تنم چون هیزمی آتش گرفته
کمان از بازوی آرش گرفته

دلم را فکر او در بر گرفته
هوای عاشقی از سر گرفته

به سر دارم هوای کوی یارم
که بینم دائما او را کنارم

در آغوشش کشم تا وقت پیری
چه خوش باشد در این زندان اسیری🦋🦋

شبت بخیرونیکی مجبوبم✨❤🌹

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

سجاد قلی پورامشب،شِکوِه دارم،نیستی یارم،در کنارمامشب،بی قرار...

سکوت عشق

بزن باراלּ که امشبـــ بی قرارم هواے گریه کرده حــال زارم بزל...

بزن باراלּ که امشبـــ بی قرارم هواے گریه کرده حــال زارم بزל...

آیت‌اله سلطانیان شاعر ایلامی

سید مجتبی شجاعی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط