کپشننننننن💘💘💘
کپشننننننن💘💘💘
عروسک من😈🔞
پارت هفتاد و هفت
+ایش
میخواستم پاشم که دست گنده اشو دور کمرم کرد و کشید
سمت خودش با حرص لب برچیدم
+چته روانی
بویی از موهام گرفت و لب برچید
-اخ نمیتونم از این بو بگذرم
با لپای قرمز لب برچیدم
+چرا اینکارارو میکنی
روی تنم خـیـ.مه زده بود جوریی که تنم زیر تنش بود
با چشمای برزخیش تو چشمام خیره شد و لب برچید
-خوشم میاد مثلا الان میخوام اون ل.بای
صورتیتو بخ.ور.م یا اون لپایی قرمزتو
دستامو روی تخت سینه اش گذاشتم و لب برچیدم
+اِ نـی.
لبای مردونه اشو محکم کوبید روی لبام لبامو مک میزد اونقدر
که خون شو تو دهنم پیچید
یه کوچولو فاصله گرفت و لب برچید
-لبات ادمو مست میکنه
انگشتمو به لبم کشیدم که خون میومد
+وحشی دیوانه
قهقه ای زد با همون نیم فاصله دست مردونه اش
بین پا....هام برد که صورتم گررر گرفت
هول کرده پرسیدم .
+چی
رونمو فشرد و دوباره لباشو رو لبام گذاشت.
#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی
اخ نیکولای میخواد با خانومش اول صبحی یه راند بره لعنتی😈🎀🤭🚫
عروسک من😈🔞
پارت هفتاد و هفت
+ایش
میخواستم پاشم که دست گنده اشو دور کمرم کرد و کشید
سمت خودش با حرص لب برچیدم
+چته روانی
بویی از موهام گرفت و لب برچید
-اخ نمیتونم از این بو بگذرم
با لپای قرمز لب برچیدم
+چرا اینکارارو میکنی
روی تنم خـیـ.مه زده بود جوریی که تنم زیر تنش بود
با چشمای برزخیش تو چشمام خیره شد و لب برچید
-خوشم میاد مثلا الان میخوام اون ل.بای
صورتیتو بخ.ور.م یا اون لپایی قرمزتو
دستامو روی تخت سینه اش گذاشتم و لب برچیدم
+اِ نـی.
لبای مردونه اشو محکم کوبید روی لبام لبامو مک میزد اونقدر
که خون شو تو دهنم پیچید
یه کوچولو فاصله گرفت و لب برچید
-لبات ادمو مست میکنه
انگشتمو به لبم کشیدم که خون میومد
+وحشی دیوانه
قهقه ای زد با همون نیم فاصله دست مردونه اش
بین پا....هام برد که صورتم گررر گرفت
هول کرده پرسیدم .
+چی
رونمو فشرد و دوباره لباشو رو لبام گذاشت.
#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی
اخ نیکولای میخواد با خانومش اول صبحی یه راند بره لعنتی😈🎀🤭🚫
- ۳.۳k
- ۱۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط