{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شعر_نو

#شعر_نو
#عشق #دلتنگی ❤️‍🩹

باران بارید و دل عاشق تر شد
دل که نه ، جان عاشق لیلا شد

دیده بارید و ابر دلتنگی‌ بارید
سرتاپا چشم شد آسمان بارید

باز طاقت فاصله ها طاق شد
بی تو آستانه ی صبر ، سر شد

شعله ی درد بر سینه ها افتاد
آتش گرفته ، خاکستر بجا ماند

باید که پایان قصه خوش باشد
مجنون به دست لیلا جان سپارد

📝 #شاعر_حامد_عقیلی
دیدگاه ها (۰)

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

فراتر از خویش

از فاطمیه می‌توان قصه ای ساخت به نام : تنهایے علے ‘:)💔یازهــ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

چند پارتی بازی ممنوع

دکلماتور حامد عقیلی

سلام صبح بخیر 🌺 ♥️دل به غارت رفت و دلبر در دل ویرانه ماند ،خ...

...عشق است و آتش و خونداغ است و دردِ دوریکی می توان نگفتنکی ...

كاش و ايكاش كه باز عاشق و ديوانه شويمفارغ از نیک و بدش  راهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط