عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

دارم از دست توشب تا صبح ای عالیجناب
ناله همدم ' باده خون' مطرب فغان ' راحت عذاب
روز بر من چار چیز ازعشق می آرد هجوم
صبح محنت' ظهر ماتم '  عصر غم' شب اضطراب
چار چیز از چار عضو م برده ای با یک نگاه
صبرم از دل ' هوشم از سر ' جان زتن  'از دیده  آب
عشقم اندر بحر غم افکنده بی وفا یارم کجاست؟
ناخدا دل' آب خون' کشتی نفس' لنگر حباب
دیدگاه ها (۰)

داستان گل و بلبل...در گلستانی هنگام خزانرهگذر بود یکی تازه ج...

شعر زیبای خزان (فریدون مشیری)در گلستانی ، هنگام خزان رهگذر ...

گفتمش در عشق پا برجاست دل گر گشایی چشم دل، زیباست دل گر تو...

نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی زوالپرسه ایی...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی زوالپرسه ایی...

: باز این چه شورش است که در خلق عالم است  باز این چه شورش اس...

نیمه شب آواره و بی حس و حال        در سرم سودای جامی بی زوال...

نیمه شب آواره و بی حس و حال  در سرم سودای جامی بی زبانپرسه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط