{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشک ترین آدم او من شده بودم

گنجشک ترین آدم او من شده بودم

او دغدغه اش بود مرا باز بگیرد

حرصش که درآمد بدنم خون به جگر شد

من سیب شدم ، بلکه مرا گاز بگیرد

می آمد و میدید مرا ، مثلِ دو تا دوست

من را به دلش یکسره نزدیک نمیکرد

در جوخه یِ اعدامِ من بی همه چیزش

می آمد و پا میشد و شلیک نمیکرد
دیدگاه ها (۷۶)

ناهار دیروز خــــونه داداش جـــانم

14تــــیر تولد زن داداش جانــــم

@mosbat_nevisاینستاگرام

4

بقیش S.k:"پس ام...گفتی اون عصا چیه؟"هیناتا کمی دستپاچه شد، چ...

بالاخره بعد سالها پارت😎🤣ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۴...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط