{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از عصر کاهگلی

از عصر کاهگلی
تا بوی اب و گل
از افتادن صدای نارنج
در دل ارام حوض
از دستی که صندوق چوبی می‌برد
تا ایوان شلوغ
و چشمانی که راه می‌افتاد
دنبال پیراهنی گلی
تا سیب‌اش را بریزد در آب
از آن سر خوشی
ناگهان ساعتی زنگدار
مرا ربود
عبوس و سخت
سرد و تلخ
تا در این بیداری بی رنگ
تنهــا رها بگذارد


#امیرعلی_قربانی

https://t.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۲۱)

زندگی در گذر است آدمی رهگذر.......🤦‍♀️دلنوشته های رهگذر.......

وای عاشق این کلیپه شدم🛐 گر بگؤيم از جم᳥ֹا...

اﻳﻦ آدﻣﺎ ﺣﺴﻮدن ﺣﺴﻮدن ﺣﺴﻮدنﺗﻮ ﺳﺨﺘﻴﺎم ﻧﺒﻮدن ﻧﺒﻮدن ﻧﺒﻮدنﺣﺎل ﺑﺪﻣ...

آب دوغ خیار🥹

سلامممم بچه هاممممممم من اومدممممممممم چند وقتی عآف بودم بر...

تو روحِ جدا از تن منی .. ازت زندگی میگیرم ..ازت جون میگیرم ....

معلومه بارب اصلا با گوجه دوست ندارم

امیررضا سیاح فوتبالیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط