عاشقانه های شبنم
سرشارم ازآن لحظه که غمخوارِتو هستم
از عشقِ تو تب کردم و بیمارِ تـو هستم
گویند کـه مغرورم و از عشقِ تـو بی تاب
ای کـاش بدانند کـه من یـارِ تـو هستم
من امن ترین جای دلـم را بـه تـو دادم
عمریست کـه من محرمِ اسرارِ تو هستم
تا سایـه ی تـو کم نشود از سرم ای یـار
همواره در آن سایـه ی دیوارِ تـو هستم
هر چند که زیباییِ تو شهره ی شهر است
سوگند بـه خالِ تـو ، خریدارِ تـو هستم
دیـدارِ صمیمانه ی تو مایه ی فخر است
مـن منتظرِ لحظـه ی دیـدارِ تـو هستم
از عشقِ تو تب کردم و بیمارِ تـو هستم
گویند کـه مغرورم و از عشقِ تـو بی تاب
ای کـاش بدانند کـه من یـارِ تـو هستم
من امن ترین جای دلـم را بـه تـو دادم
عمریست کـه من محرمِ اسرارِ تو هستم
تا سایـه ی تـو کم نشود از سرم ای یـار
همواره در آن سایـه ی دیوارِ تـو هستم
هر چند که زیباییِ تو شهره ی شهر است
سوگند بـه خالِ تـو ، خریدارِ تـو هستم
دیـدارِ صمیمانه ی تو مایه ی فخر است
مـن منتظرِ لحظـه ی دیـدارِ تـو هستم
- ۹.۱k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط