{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمده‌ام که تا به خود گوش کشان کشانمت

آمده‌ام که تا به خود گوش کشان کشانمت
بی‌دل و بی‌خودت کنم در دل و جان نشانمت
آمده‌ام که تا تو را جلوه دهم در این سرا
همچو دعای عاشقان فوق فلک رسانمت
آمده‌ام که بوسه‌ای از صنمی ربوده‌ای
بازبده به خوشدلی خواجه که واستانمت
صید منی شکار من گرچه ز دام جَسته‌ای
جانب دام بازرو ور نروی برانمت
نی که تو شیرزاده‌ای در تن آهوی نهان
من ز حجاب آهوی یک رهه بگذرانمت
گوی منی و می‌دوی در چوگان حکم من
در پی تو همی ‌دوم گرچه که می‌دوانمت
شعر : مولانا
.
.
.
#بخوان_شعر_سخن_ناب
دیدگاه ها (۰)

آمده‌ام که تا به خود گوش کشان کشانمتبی دل و بیخودت کنم در دل...

آمـده‌ام که تا تـو را جلوه دهم در این سراهمچو دعای عاش...

ور نروی ؟

آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمتبی دل و بیخودت کنم در دل...

گاهی گر از ملال محبت بخوانمتدوری چنان مکن که به شیون برانمتچ...

گاهی گر از ملال محبت بخوانمتدوری چنان مکن که به شیون برانمتچ...

گاهی گر از ملال محبت برانمتدوری چنان مکن که به شیون بخوانمتچ...

گاهی گر از ملال محبت برانمتدوری چنان مکن که به شیون بخوانمتچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط