{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منم تنها ترین تنها که تنها تر از این تن ها ندیدم

منم تنها ترین تنها که تنها تر از این تن ها ندیدم
نمی‌دانم چه از دست زمان از دست این تن ها کشیدم
شنیدم که بلا خیزد زتن ها بس به تنهایی نمودم خو
که بس تنها شدم همرنگ تنهای از این تن هابریدم
چه درد فرق تنهای وتن های که درد که هردو حرف تن دارد
شدم بازیچه ی تن ها که تنها خود بدیدن و به این تنها رسیدم
خدایا بی تو تاریکی سختی از برای ما همه تن هاست
از این عصیان تن ها من درون لاک تنهای خزیذم
خدایا این تن ها ویا به هم چسبیده یا از هم بدورن
زتن ها را دمیدی ولرز تنهای تن واز تن ها چه دیدم
دیدگاه ها (۰)

یه نفر دفتر احساسمه سر پنجره بوآخرین برگ گل یاسمه سر پنجره ب...

از احساس سرطان گرفته م دردی هر لحظه زیر پوستم میدود 😔وبا پیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط