عادت

🍁عادت🍁

بی خیالِ هرچه هست و بود!عادت می کنی
تو به این شهر دود اندر دود عادت می کنی

چشم هایت را ببند از عشق حرفی هم نزن
مثل من با درد عشقت زود عادت می کنی

آب ها آلوده اند و ماهیان آزرده اند...
بعد از این با سنگ های رود عادت می کنی...

گرچه ابراهیم رفته باز می گردد،تو هم
با جهنم های این نمرود عادت می کنی

رو به دیواری بایست آیینه ات را گریه کن
تو به این لبخند درد آلود عادت می کنی
#دکلمه#شعر
#شاعر#محمد_خوش_بین
#شعراء#رادیونشاط
خوشبین
#کلیپ_عاشقانه
#عشق_و_شعر
دیدگاه ها (۰)

جنایت

@nphotography

dark life = 31

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

**پارت ۱۹**جونگکوک تو رو به اتاقِ بزرگ و باشکوهِ خودش برد؛ ا...

پارت ۶

پارت ۲: سکوتِ پر از حرفنورِ ضعیف و خاکستریِ بعد از رعدوبرق، ...

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

عنوان سناریو: بازی جاسوس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط