#دلنوشت #استوری #تکست
#دلنوشت #استوری #تکست
#متن #حرف #حرف_دل #سخن_دل
#دلنوشته #خاص #دلنوشته_خاص
#زیبا #عاشقانه #غمگین
#احساسی #دلتنگی
#متن_های_زیبا
─┅─═ঊঈ🍂💔🍂ঊঈ═─┅─
به نظرم #عاجزانه_ترین و
#غمگین_ترین خواهش
#عاشق از #معشوق هست
با منی که سلاحی در برابرت
ندارم، نجنگ
من آمده بودم پناه بگیرم
نه اینکه زخمی تر برگردم...💔😔
--------------------------------------
اینجا منبع عاشقانههاست،
پس گمش نکن🫰❤
هر شب از همان کوچه میگذشت؛
از کنار پنجرهای که سالها چراغش روشن بود.
میگفتند صاحبخانه دیگر آنجا زندگی نمیکند،
اما او هنوز برای پنجره دست تکان میداد.
یک روز، دختری از خانه بیرون آمد
و نامهای زردرنگ به دستش داد.
گفت: «این را سالها پیش برایت نوشته بود.»
دستهایش لرزید؛ خطِ او را خوب میشناخت.
در نامه نوشته بود:
«اگر روزی برگشتی، من هنوز منتظرم؛
حتی اگر دیگر صدایم را نشنوی.»
چشمهایش تار شد و کاغذ از دستش افتاد.
دختر آرام گفت: «او هر شب همینجا مینشست،
تا شبی که دیگر از خواب بیدار نشد.»
مرد به پنجره نگاه کرد؛
چراغ خاموش بود، اما پرده کمی تکان میخورد.
آن شب برای اولینبار در زد؛
پشت در، فقط سکوت بود.
و در دستش، نامهای که دیر رسیده بود.
.
#عشق #متن_زیبا
#love #دوستت_دارم
--------------------------------------
#تکست_احساسی
#تکست_غمگین
#تکست_عاشقانه
#موبایلگرافی
#تکست_گرافی
#اکسپلور
┄┄┅┅┅┅┄❅💠❅┄┅┅┅┅┄
ممنون از بودن و همراهیتون
#لایک_فالو_کامنت_یادت_نره✳️
👇
Repost @a.a.gh_5713
--------------------------------------
#متن_خاص
#متن_عاشقانه
#متن_احساسی
#متن_غمگین
#جملات_سنگین
#دلنوشته_های_من
--------------------------------------
#متن #حرف #حرف_دل #سخن_دل
#دلنوشته #خاص #دلنوشته_خاص
#زیبا #عاشقانه #غمگین
#احساسی #دلتنگی
#متن_های_زیبا
─┅─═ঊঈ🍂💔🍂ঊঈ═─┅─
به نظرم #عاجزانه_ترین و
#غمگین_ترین خواهش
#عاشق از #معشوق هست
با منی که سلاحی در برابرت
ندارم، نجنگ
من آمده بودم پناه بگیرم
نه اینکه زخمی تر برگردم...💔😔
--------------------------------------
اینجا منبع عاشقانههاست،
پس گمش نکن🫰❤
هر شب از همان کوچه میگذشت؛
از کنار پنجرهای که سالها چراغش روشن بود.
میگفتند صاحبخانه دیگر آنجا زندگی نمیکند،
اما او هنوز برای پنجره دست تکان میداد.
یک روز، دختری از خانه بیرون آمد
و نامهای زردرنگ به دستش داد.
گفت: «این را سالها پیش برایت نوشته بود.»
دستهایش لرزید؛ خطِ او را خوب میشناخت.
در نامه نوشته بود:
«اگر روزی برگشتی، من هنوز منتظرم؛
حتی اگر دیگر صدایم را نشنوی.»
چشمهایش تار شد و کاغذ از دستش افتاد.
دختر آرام گفت: «او هر شب همینجا مینشست،
تا شبی که دیگر از خواب بیدار نشد.»
مرد به پنجره نگاه کرد؛
چراغ خاموش بود، اما پرده کمی تکان میخورد.
آن شب برای اولینبار در زد؛
پشت در، فقط سکوت بود.
و در دستش، نامهای که دیر رسیده بود.
.
#عشق #متن_زیبا
#love #دوستت_دارم
--------------------------------------
#تکست_احساسی
#تکست_غمگین
#تکست_عاشقانه
#موبایلگرافی
#تکست_گرافی
#اکسپلور
┄┄┅┅┅┅┄❅💠❅┄┅┅┅┅┄
ممنون از بودن و همراهیتون
#لایک_فالو_کامنت_یادت_نره✳️
👇
Repost @a.a.gh_5713
--------------------------------------
#متن_خاص
#متن_عاشقانه
#متن_احساسی
#متن_غمگین
#جملات_سنگین
#دلنوشته_های_من
--------------------------------------
- ۶۸۹
- ۱۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط