همچو ی ساز

همچو یڪ ساز

همچو یڪ ساز
در آغوشمی

می نوازمت نرم و آرام
در نفس هایت می چرخم و
لایه لایه اوج می گیرم ...

#عباس_معروفی #دلتنگی
دیدگاه ها (۳)

من تو را معمولی دوست ندارم؛ من با تو نفس می‌کشم، با صدایت آر...

یڪ دوست داشتن‌هایے هستڪہ از دور استو در سڪوتڪہ دلت برایشاز د...

💜💜از عشق زیباتر بودن کنار کسی استکه تو را نقطه به نقطه بلد ا...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

بعضی آدم‌ها فقط وارد زندگی‌ات نمی‌شوند؛می‌آیند و می‌شوند آرا...

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

💜💜بیا…این پاییز را از آن پاییزهایی کنیم که بوی باران و قهوه ...

*شهریور، آهسته در گوش زمین می‌گوید:من آخرین نفس‌های تابستانم...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط