دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را.
دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را.
بینیاز از دلیل، بیانتظار پاسخ. کافی استـ حضور داشته باشی، کافی استـ در گوشهای از این جهان نفس بکشی
تا من بهانهای برای دوستـ داشتن داشته باشمـ. عشق، چیزی شبیه به نور استـ؛ بیدریغ، بیمنتـ، بیپایان...
وقتی کنارتـ راه میرومـ، زمین زیر قدمـ هایمـ نرمـ تر استـ،
هوا بوی خوشی دارد که در هیچ فصلی پیدا نمیشود.
گویی جهان دستـ از جدیتـ برمیدارد
و خودش را در آغوش آرامی رها میکند.
و من، میان این آرامش، تو را نگاه میکنمـ و با خود میگویمـ: چگونه ممکن استـ کسی اینقدر شبیه به خانه باشد؟
دستتـ را که میگیرمـ، فصلها تغییر نمیکنند
اما جهان، اندکی از خشونتِـ خود کوتاه میآید.
انگار پرندگان آوازشان را برای تو نرمـ تر میکنند
انگار خیابانها یادشان میافتد که باید کمی مهربانتر باشند. انگار تمامـ دنیا به احترامـ کسی که کنار من ایستاده استــ، لحظهای سکوتـ میکند.
تو را دوستـ دارمـ، نه مثل آدمـ هایی که از دوستـ داشتن حرفـ میزنند
اما در اولین طوفان، از خاطر میبرند. دوستـ داشتنی که از جنس ریشههای یکـ درختـ در خاکـ استــ، آرامـ و بیهیاهو، اما عمیق و ماندگار.
عشقی که در کلماتـ نمیگنجد، در نگاهها پنهان میشود
در لبخندها، در مکثـ های کوتاه میان جملهها.
گاهی فکر میکنمـ اگر روزی از این خیابانها بگذری
و من نباشمـ، تمامـ درختان، نیمکتـ ها، سنگـ فرشهای پیادهرو، تو را خواهند شناختــ.
خواهند دانستـ که روزگاری اینجا، کسی بود که با هر نفس، نامـ تو را در دلش تکرار میکرد.
عشق، تنها در بودن نیستــ، در ماندن همـ نیستــ؛ در ردپایی استـ که بر دل لحظهها میگذاری.
و من، میان این همه تکرار، میان این همه عبور
تنها چیزی که هر روز از نو باورش میکنمـ
این استــ: "دوستتــ دارمـ.. 💖
بیآنکه بدانمـ چگونه، بیآنکه بخواهمـ بدانی چرا..."🦋🦋
#saharshehim💖
بینیاز از دلیل، بیانتظار پاسخ. کافی استـ حضور داشته باشی، کافی استـ در گوشهای از این جهان نفس بکشی
تا من بهانهای برای دوستـ داشتن داشته باشمـ. عشق، چیزی شبیه به نور استـ؛ بیدریغ، بیمنتـ، بیپایان...
وقتی کنارتـ راه میرومـ، زمین زیر قدمـ هایمـ نرمـ تر استـ،
هوا بوی خوشی دارد که در هیچ فصلی پیدا نمیشود.
گویی جهان دستـ از جدیتـ برمیدارد
و خودش را در آغوش آرامی رها میکند.
و من، میان این آرامش، تو را نگاه میکنمـ و با خود میگویمـ: چگونه ممکن استـ کسی اینقدر شبیه به خانه باشد؟
دستتـ را که میگیرمـ، فصلها تغییر نمیکنند
اما جهان، اندکی از خشونتِـ خود کوتاه میآید.
انگار پرندگان آوازشان را برای تو نرمـ تر میکنند
انگار خیابانها یادشان میافتد که باید کمی مهربانتر باشند. انگار تمامـ دنیا به احترامـ کسی که کنار من ایستاده استــ، لحظهای سکوتـ میکند.
تو را دوستـ دارمـ، نه مثل آدمـ هایی که از دوستـ داشتن حرفـ میزنند
اما در اولین طوفان، از خاطر میبرند. دوستـ داشتنی که از جنس ریشههای یکـ درختـ در خاکـ استــ، آرامـ و بیهیاهو، اما عمیق و ماندگار.
عشقی که در کلماتـ نمیگنجد، در نگاهها پنهان میشود
در لبخندها، در مکثـ های کوتاه میان جملهها.
گاهی فکر میکنمـ اگر روزی از این خیابانها بگذری
و من نباشمـ، تمامـ درختان، نیمکتـ ها، سنگـ فرشهای پیادهرو، تو را خواهند شناختــ.
خواهند دانستـ که روزگاری اینجا، کسی بود که با هر نفس، نامـ تو را در دلش تکرار میکرد.
عشق، تنها در بودن نیستــ، در ماندن همـ نیستــ؛ در ردپایی استـ که بر دل لحظهها میگذاری.
و من، میان این همه تکرار، میان این همه عبور
تنها چیزی که هر روز از نو باورش میکنمـ
این استــ: "دوستتــ دارمـ.. 💖
بیآنکه بدانمـ چگونه، بیآنکه بخواهمـ بدانی چرا..."🦋🦋
#saharshehim💖
- ۷۵۰
- ۲۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط