نشستمکنارتوبارانگرفت

#نشستم_کنار_تو_باران_گرفت

#نشستم_کنار_تو_باران_گرفت
در آغوش باران تنم جان گرفت

زمانی که از دور دیدم تو را
مسیر سفر هام پایان گرفت

بهاری ترین حالم این روزها
نفس از هوای زمستان گرفت

در آن آزمون های سرد و سیاه
مرا بی رمق دید و آسان گرفت

در اردی بهشتی که عاشق شدم
دلم از خود  عشق فرمان گرفت

هیاهوی #نشستم صبحی سپید
مرا از شب سرد زندان گرفت

دلم عکسی از آفتابی ترین
نگاه تو  -از تو چه پنهان- گرفت...
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

چند پارتی بازی ممنوع

Part "73"☆ویو هانا☆فردای اون شب کذایی، رفتارهای ماریا کاملاً...

چشمان تو  کمی تا قسمتی ابریست چشمان تو انگاریسوارانی که در ر...

کمی تا قسمتی ابریست چشمان تو انگاریسوارانی که در راهند میگوی...

تنها مرا گرگ بیابان درک خواهد کرد حال بدم را باد و باران درک...

مرگ من روزی فرا خواهد رسیددر بهاری روشن از امواج نوردر زمستا...

✨️🇮🇷#کلام_شهید «خدایا احساس می کنم که اعضای تنم میله های زند...

رفتی ندیدی ای یار من بی تو بیقرارممن میزبان داغ و سرخی لا...

باد پاییز و غروب و این دل بارانیبغض نمناک غریبی بعد هر ویران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط