ترسم ان نست که او با لب خندان برود

ترسم اين نيست که او با لب خندان برود

ترسم اين نيست که او با لب خندان برود
ترسم اين است که او روز مبادا برسد.......
......
غزلی که در دلم خواهد ماند...
به قلم بزرگوار
#احسان_افشاری
.
.
.
.
#شعرخوانی #گویندگی #غزل #محرضاد
دیدگاه ها (۰)

دلم جنگل، دلم باران، دلم مهتاب می‌خواهددلم یک کلبه‌ی چوبی کن...

◻️ شعرخوانی جناب آقای سید داود دهقانی در حلقه ادبی نیستان ار...

گربه ای در نیمکت کناری...

ا/ت هنوز به پیام سوکجین خیره شده بود.«رسیدی؟»پیام ساده‌ای بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

عنوان: فقط مال منی؟تهکوک | حسادت، عاشقانه 💜تهیونگ از وقتی جو...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 1باران شدیدی می‌بارید ...

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیآن شب، ا.ت سعی کرد مثل همیشه ...

Seventeen

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط