تو را بوسیده‌ام

تو را بوسیده‌ام

تو را بوسیده‌ام
و هیچ‌کس نمی‌داند
من گونه‌های تو را سخت بوسیده‌ام.
راز ما را تنها فرشتگان در شب می‌دانند
فرشتگان کوچک در شب
که آغوش یکدیگر را تنگ چشیده‌اند

هنگام عشقبازی
دو بال بزرگ روی شانه‌ها می‌روید
ما پرنده می‌شویم
بالا می‌رویم
از ابرها بالا می‌رویم
آنجا که افسانه‌های قدیمی ادامه دارد
و خدایان از بالای کوه‌های بلند فرمانروایی می‌کنند.

هنگام عشقبازی
ما پرنده می‌شویم.

#الیاس_علوی
#مونترآل
🖤🕊
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

آفرودیته، الههٔ عشق و زیبایی، همسر هفائستوس بود؛ خدای آتش و ...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

سیلام_ کپشن_

𝖕𝖆𝖗𝖙10آن شب، مارال تا ساعت‌ها بیدار ماند. توی اتاقش قدم می‌ز...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط