{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🙂‍↕️

🙂‍↕️
مثل عکسی که در آن خندهٔ من اجباری‌ست،
زنده‌ام بی تو، ولی زندگی‌ام تکراری‌ست

در دلم خاک گرفته همهٔ خاطره‌ها؛
خاطرت جمع، که جایم تهِ این انباری‌ست

خسته‌تر از منِ زندانیِ آشوبِ خیال
ساعت سرکشِ بی‌عقربهٔ دیواری‌ست

دکمهٔ پیرهنم باز، هواییِ تو شد
عطر آغوش تو در کنج کدام عطاری‌ست؟

صبرم از حنجرهٔ چشمِ ترم می‌ریزد
«کلماتم، کلماتم، کلماتم جاری‌ست.»

دوری‌ات تک‌تک موهای مرا کرده کفن؛
بر سرم مزرعهٔ رنج، نه شالی‌زاری‌ست

من همان پیچشِ آشفتهٔ گیسوی تو‌ام؛
شرح این حالِ پریشان، به تو از ناچاری‌ست

حال من بغضِ همان مادرِ بی‌تابی هست
که بفهمد پسرِ دسته‌گلش سیگاری‌ست
.
#محمد_امین_عبدالحی
#شعر_خوانی
#شعر
#عاشقانه
#دکلمه
دیدگاه ها (۰)

🚩 ما را از اسم «مادر همه بمب‌ها» نترسانید؛که ما پدر همه جنگ‌...

بیانیه تصویری جورجیا ملونی درباره اعتراضات ایتالیا:تظاهرات ی...

الهی به امیدتو❤

قیمتشو میخای بدونی کافیه بگی (میخام)تا لینک گروهو بفرستم بری...

روز پسر مبارک

برادران من خود را دست کم نگیرید. دنیا و ابرقدرت‌های دنیا از ...

از اینا توی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط